خرید بک لینک
جوانی تحصیل کرده و دانشمند پیش شخصی ثروتمند رفت که دختر را خواستگاری کند!همین که مرد چشمش به قیافیه ی جوان افتاد،ازاینکه چنین دامادی داشته باشد بسیار خوشحال شد.لذا برای راضی کردنش گفت:من سه دختر دارم که هیچکدام هنوز شوهر نکرده اند و میخواهم همه با راحتی کامل زندگی زناشویی خود را آغاز کنند.ازین جهت تصمیم گرفته ام به هریک از آنها موقع عروسی به تناسب سنشان پولی بدهم که با دست خالی خانه شوهر نرفته باشند!برای دختر هیجده ساله ام 18 میلیون...برای دختر بیست و شش ساله ام 26 میلیون ..برای دختر سی و چهار ساله ام هم 34 میلیون...حالا هر کدام را شما بخواهید مانعی ندارد.جوان پس از کمی فکر گفت:- ببخشید شما دختر صد ساله ندارید؟

برچسب: طنز,طنز زن و شوهر,طنز زن, نویسنده: نیکان کوشکی تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 2:34

روزی ملا نصر الدین به مجلس میهمانی رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همین جهت هیچکس به او احترام نگذاشت و به تعارف نکرد! ملا ه خانه رفت و لباسهای نواش را پوشید و به میهمانی برگشت اینبار همه او را احترام گذاشتند و با عزت و احترام او را بالای مجلس نشاندند!ملا هنگام صرف غذا در حالیکه به لباسهای نواش تعرف می کرد گفت: بفرمایید این غذاها مال شماست اگر شما نبودید اینها مرا داخل آدم حساب نمی کردند.

برچسب: نویسنده: نیکان کوشکی تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 2:34

به یارو میگن 100 تا درخت رو با اره برقی بزن
94 تاشو میزنه خسته میشه
میگن دوباره روشنش کن که 6 تا مونده
میگه:مگه روشنم میشه

قطع درخت

برچسب: طنز نوشته,طنز نوشته های جدید,طنز نوشته های خنده دار,طنز نوشته های فیسبوکی,طنز نوشته های کوتاه,طنز نوشته ها,طنز نوشته های یک پسر دبیرستانی,طنز نوشته های باحال,طنز نوشته های جالب,طنز نوشته جدید, نویسنده: نیکان کوشکی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:04

صفحه بندی